تصوير منتخب ماه
موزه قرآن وکتب ادیان
قران کریم، کاتب:علی اکبر اصفهانی، تحریر:سده هفتم قمری
موزه قرآن و کتب ادیان
نسخه نفیس نجوم (قرن دهم)
فضای داخل کتابخانه موقوفه
موزه قرآن و کتب ادیان
فضای داخل موزه موقوفه
برخی اشیای موزه
قرآن کریم،کاتب احمد الشریف یزدی ـتحریر 1261 ق
شجره نامه آدم تا خاتم
 
صفحه اصلی  زندگينامه تاليفات کتابخانه و موزه موقوفه موزه قرآن و کتب اديان بنياد فرهنگی و پژوهشی ريحانه الرسول تماس با ما
آرشيو

اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهريور 1388
مرداد 1388
تير 1388
خرداد 1388
ارديبهشت 1388
فروردين 1388
سه شنبه 18 اسفند 1388 - بعد ازظهر 20:40

*** همایش بزرگداشت حضرت آیت ا... العظمی مرعشی نجفی و رونمایی از کتاب «موسوعه الامامه فی نصوص اهل سنت»

با توجه به بیستمین سالگرد ارتحال ملکوتی آیت الله العظمی مرعشی نجفی، در یازدهم اسفندماه امسال همایش مقدماتی بزرگداشت حضرت آیت العظمی مرعشی نجفی با حضور فرهیختگان، علماء، نمایندگان مراجع عظام تقلید، پژوهشگران و مدیران کتابخانه های بزرگ کشور و برخی نمایندگان مجلس شورای اسلامی برگزار گردید.

در این همایش از کتاب «موسوعه الامامه فی نصوص اهل السّنه» رونمایی شد؛ این کتاب که دانشنامة امامت به گزارش اهل سنّت است به موضوع و مصداق امامت، نه براساس روایات و نصوص شیعه، بلکه بر پایة احادیث و متون اهل سنّت پرداخته شده است.

در چند سدة اخیر، خاصّه از قرن چهاردهم هجری، آثار متعددی در موضوع امامت فراهم آمده است. «عبقات » از میر حامد حسین هندی و «الغدیر» از شیخ عبدالحسین امینی از مهم ترین آثار دربارة امامت است که در قرن چهاردهم هجری فراهم آمده و بر همة آثار قبل برتری دارد.

موسوعه الامامه فی نصوص اهل السنّه، در ادامه آن دو کتاب است اما با گفتمان و رویکردی جدید. موضوع و مدعای این کتاب از شیعه است، ولی محتوا و دلایل از اهل ّ. به عبارت دیگر، در این موسوعه به موضوع و مصداق امامت پرداخته شده است اما بر اساس منابع اهل سنت، آن هم کهن ترین و مهم ترین منابع. اهمیت این کتاب در همین گفتمان و رویکرد جدید آن است که به روایات اهل سنّت درباره امامت و امامان، اتّکا و اقتصار گردیده، یعنی برای مدعای شیعه، از اهل سنّت دلیل آورده شده و «سرّ دلبران» در «حدیث دیگران» آمده است.

کتاب موسوعه الامامه تحقیق و بازسازی کتاب ملحقات الاحقاق از حضرت آیت الله العظمی سید شهاب الدین مرعشی نجفی است.

حجم این موسوعه در حدود چهل جلد می شود و در چند مرحله منتشر می گردد؛ نخست جلد اول تا پنجم آن که درباره کلیات امامت و اهل بیت است سپس جلدهای ویژة امیرالمؤمنین که از جلد ششم تا بیستم است و سرانجام جلدهایی دربارة دیگر امامان که در حدود بیست جلد خواهد شد.

در ذیل گزارشی می آید از چگونگی تدوین و تنظیم این کتاب و اصول به کار بسته شده در آن:

1-      منابع این کتاب، مصادر دست اول است، یعنی کتاب هایی که حدیث را با سند مستقل نقل کرده است و نه کتاب های دیگر، مگر هنگامی که احادیثی در کتاب های بعدی به نقل از مصادر دست اول، آمده باشد و آن مصادر در دسترس نباشد.

2-      منابع این کتاب، آثار اهل سنت است. بنابراین اولاً از نقل احادیث از آثار شیعه (اگر چه زیدیّه)، پرهیز شده است، ثانیاً از آوردن احادیث از منابع اهل سنّت که از منابع شیعه نقل حدیث کرده اند و آن منابع در اختیار نیست، پرهیز نشده است.

3-      در ترتیب احادیث ابتدا نام مشهور نویسندة هر اثر با قلم سیاه آمده است. آنگاه سند حدیث به ترتیب نام الفبایی راویان، از آخر سند روایت آورده شده است.

4-      در این اثر از اصول تخریج حدیث پیروی شده است، بدین صورت که هر حدیث از مصادر آن نقل شده و با وجود مراجعه به منابع فراوان، به همان مصدر نخست اکتفا گردیده است، البته در مواردی که منبع بعدی مهم بوده، به نام آن در پاورقی اشاره شده است.

5-      آن دسته از احادیثی که با یک سند از طریق چند راوی نقل شده، در ذیل نام آن راوی که نامش بر حسب حروف الفبا مقدم است، آورده شده و در ذیل نام راویان دیگر، به آن احادیث ارجاع داده شده است.

6-      از تکرار احادیثی که کاملاً مشابهت دارند، خودداری شده است اما در صورتی که میان واژه های احادیث یا اسناد آنها تفاوتی بوده، تکرار لازم دانسته شده است.

7-      در نقل از هر منبع، سعی شده به آخرین تصحیح آن استناد شود. از آنجا که چاپ قدیم مسند احمد بن حنبل و مستدرک حاکم نیشابوری امروزه نیز رواج دارد، شمارة جلد و صفحه را از چاپ قدیم و شمارة حدیث را از چاپ جدید آورده است.

افتخار این است که موسوعه الامامه، ادامة عبقات الانوار و الغدیر خوانده شده و این سه کتاب مجموعه ای سه گانه را تشکیل می دهند. إنَّ ذلِکَ عَلَی اللهِ یَسِیرٌ.

نظرات شما (0)

*** تاریخواژه های یزد

آقای علی اکبر شیرسلیمیان از پژوهشگران معاصر در عرصة تاریخ و فرهنگ و از فرهنگیان و پیشکسوتان تعلیم و تربیت استان یزد هستند که خدمات ارزشمندی در جهت تربیت محصلین این دیار انجام داده و صدها دانش آموز را با علوم دینی و ادبیات کهن ایران زمین آشنا نموده اند.

آقای شیرسلیمیان فرزند غلامحسین و از نوادگان آیت الله آخوند ملّا حسن طالب یزدی است که دو تن از برادران غیّورش در جنگ تحمیلی به فیض شهادت نائل آمده اند.

آشنایی اینجانب با ایشان بر می گردد به سالهای 72 تا 76 که مسئولیت آموزش و پرورش شهرستان صدوق را عهده دار بودم. در آن زمان تلاش ایشان در تدریس و تأسیس و تجهیز کتابخانة معلم وابسته به آموزش و پرورش – که محل مراجعة معلمین برای تأمین کتاب های مرجع بود- از ایشان چهره ای شاخص ساخته بود. ارادت مضاعف این حقیر بعداً به سبب تألیف کتاب های خروش خاموش، بارگاه آفتاب و دیگر آثار پربار این محقق حاصل گردید که صداقت، دین باوری و آزاداندیشی ایشان برای حقیر همواره مایة مباهات بوده است.

علی ایحال چند روز پیش کتاب ارزشمند تاریخواژه های یزد که تألیف جدید ایشان است به حقیر هدیه داده شد که بشارتی است برای تمام یزدی ها. ضمن سپاس از جناب آقای عزیزالله سیفی، مدیر کل سازمان میراث فرهنگی و گردشگری که این اثر گرانقدر و مرجع را حمایت و چاپ نموده اند اجمالاً به معرفی آن می پردازم:

کتاب تاریخواژه های یزد که حاصل تلاش چندین سالة آقای علی اکبر شیرسلیمیان است، در مورد ماده تاریخ و تاریخ سازی  است که از صنایع ارزشمند شعری است. این کتاب شامل بیش از ششصد مورد ماده تاریخ ابجد درباره یزد است که مؤلف این ماده تاریخ ها را از  شاعران یزدی و دیگر شاعران و از منابع مختلف جمع آوری کرده و با دقت و تأمل به محاسبه و مقایسة آن با منابع مستند تاریخی پرداخته و آنها را عالمانه بخش بندی کرده است. در واقع کتاب شامل پنج بخش به شرح ذیل می باشد:

-          بخش اول: الف- تاریخ تولد، ب- عروسی و ازدواج

-          بخش دوم: الف-کتیبه ها، ب- ابنیة خیریه، ج- آثار عام المنفعه، د- بقعه، درب، ضریح، قدمگاه و ...، ه- باغ، تالار، بادگیر، کاروانسرا و ...، و- کتاب، کتابخانه، رساله و ...

-          بخش سوم: الف- وقایع، مراسم، احکام، انتصابات و ...

-          بخش چهارم: الف- شهید و شهادت، ب- ارتحال علما، ج- سوگ جوانان، د- فوت فرهیختگان، ه- رثا و درگذشت شعرا، و- درگذشت ارباب حکم و حکومت، ز- موت معاریف، ح- فقدان بستگان، ط- هجرت هنرمندان

-          بخش پنجم: الف- سنگ قبرها، ب- لوح کاشی مقابر

مجموعه های گرانسنگ ماده تاریخ که از قرون گذشته برجای مانده اند، گنج های گرانبهایی هستند که به سهولت به دست ما رسیده اند و نباید به سادگی از کنار آنها بگذریم. بنابراین تلاش مؤلف را ارج نهاده و امید است به فضل خدا این کتاب فتح بابی برای تحقیق ها و پژوهش های دیگر باشد. انشاءالله 

 

نظرات شما (0)

*** نگاهی به «یادداشت ها و برداشت های» آقای سید حسن حیان

 

بر اساس آنچه در دانشنامه مشاهیر یزد آورده ام:

سید حسن حیان متولد 1330 ش، پس از تحصیلات مقدماتی در یزد، در سال 1353 مدرک کارشناسی فیزیک را از دانشگاه تربیت معلم تهران گرفت و در سال 1359 به استخدام آموزش و پرورش درآمد. وی در سال 1367 از سوی سازمان اداری و استخدامی کشور به سبب خلاقیت و ابتکار مدرک کارشناسی ارشد فیزیک را دریافت نمود. وی فعالیت ها ومسئولیت های بسیاری را داشته از جمله:

رئیس اداره آموزش و پرورش یزد و تفت، رئیس امتحانات اداره کل آموزش و پرورش یزد، معاون آموزشی اداره کل آموزش و پرورش یزد، طراحی و تأسیس نخستین موزه وابسته به آموزش و پرورش به نام موزه علوم یزد، طراحی و اجرای طرح های مختلف آموزشی از جمله: طرح  ایتام (جهت رسیدگی به امور تحصیلی فرزندان یتیم استان یزد)، طرح تربیت اجتماعی، طرح تقویت کاربرد تکنولوژی آموزشی و ده ها فعالیت دیگر که به طور کامل و جامع در کتاب مشاهیر یزد آمده است.

وی همچنین در سال 1377 نشان اول ترویج علم کیش (کشوری) را به دست آورد. آخرین سمت ایشان مدیریت کل آموزش فنی و حرفه ای استان یزد است.

علی ایحال بر اساس تجربه کاری فکر می کنم حدود چهارده سال در حوزه آموزش و پرورش استان یزد (شهرستان های تفت و صدوق) و فرهنگ و ارشاد اسلامی، به طور مستقیم با ایشان ارتباط داشته و بعضاً با تئوری ها و نظراتشان آشنایی دارم.

آقای حیان که «یادداشتها و برداشتها» را خطاب به آقای دکتر حاجی بابایی، وزیر محترم آموزش و پرورش نوشته اند و در روزنامه «یزد امروز» با مدیریت صدیق ارجمند آقای محمد فاضلی منتشر شده است، طرح جدید وزیر مذکور مبنی بر تغییر نظام آموزشی و تبدیل دوره دوازده ساله آموزشی به دو دوره شش ساله را به چالش و نقد کشیده اند.

لازم به ذکر است  آقای حیان که از مجریان طرح تغییر نظام آموزشی در استان یزد است و به عنوان نماینده استان ها در شوراهای مختلف تغییر نظام آموزشی کشور در تهران شرکت می کردند، به خوبی با تغییرات بنیادین این نهاد آگاهی دارند و انصافاً آنچه باید گفته می شد را نگاشته اند.

حقیر نیز بر آن شدم تا نکاتی را یادآور شوم که در واقع خطاب به آقای حیان و علاقمندان به آموزش و پرورش است:

-   آنچه در سیر انتصابات ده ساله اخیر سازمان آموزش و پرورش رخ داده است صبغه سیاسی داشته و بر اساس تدبیر و به صلاح کشور نبوده است.

گر چه آقای حیان با زیرکی ذاتی حرف خود را زده اند اما من می خواهم یاد آور شوم وقتی انتصابات سیاسی است، چه انتظاری از بابت برنامه ریزی و ژرف نگری می توان داشت؟

-          علی رغم تأکید حضرت امام (ره) و مقام معظم رهبری متأسفانه نگاه به آموزش و پرورش نگاهی بنیادین نیست، بلکه سطحی و مقطعی است و بیشترین دغدغه در زمینه پرداخت حقوق، ارتقاء حقوق، تأمین امور رفاهی معلمین و دانش آموزان است، آن هم به طور ناتمام و ناقص.

-         عدم استفاده از تجربیات کارآمد دلسوزان و عاشقان تعلیم و تربیت، به گونه ای که کیفیت آموزش، علم و ادب در سراشیبی قرار گرفته است و در دانشگاه ها نمود پیدا کرده است.

-          آنچه در آموزش مهم است ایجاد بستر مناسب برای تفکر و اندیشیدن و ابتکار و خلاقیت فرزندانمان می باشد، اما در حال حاضر رویه آموزش و پرورش غیر از این است.

امیدوارم نقطه نظرات رهبر انقلاب مبنی برتقویت علوم انسانی به خصوص در زمینه فلسفه و درست اندیشیدن و ایجاد روحیه پژوهش و خلاقیت در دانش آموزان تا هر کدام براساس علاقه و استعداد، راه خود بیایند، در اولویت برنامه های مسئولین محترم سازمان آموزش و پرورش قرار گیرد و تغییر نظام آموزشی بر اساس تدبیر، مطالعه، تحقیق و پژوهش صورت گیرد تا شاهد تغییرات مکرر نباشیم و دیگر شیوه آزمون و خطا را در عرصه تعلیم و تربیت کنار بگذاریم، انشاءالله.

نظرات شما (0)

*** «میراث بانی دیگر»

وقتی خبر درگذشت عالم جلیل القدر حضرت حجت الاسلام والمسلمین حاج سید مهدی رکن الدینی را شنیدم ضمن تاسف  بر آن شدم  تا مطالبی را غیر از آنچه علما و روحانیون در مجالس ختم و سوم و هفته ایشان  مطرح کردند بیان دارم.

مرحوم حاج سید مهدی رکن الدینی،  فرزند آقا سید محمد  و بر اساس شجره نامه ایشان ،  از فرزندان امیر المومنین علی بن ابیطالب می باشند بنده در دانشنامه مشاهیر و مفاخر یزد زندگینامه ایشان را تدوین و خود این بزرگوار هم  در کتاب لشکریان عقل و جهل پیرامون احوالات  و تالیفاتش  مطالب ارزشمندی را بیان داشته اند که در ادامه فهرست تالیفات ایشان آورده می شود. اینکه روحانی بودند، نزد بزرگانی تحصیل کرده  بیش از نیم قرن امامت جماعت و جمعه را عهده دار  و ذاکر سید الشهدا بودند ویژگی های ارزشمندی است  اما آنچه آن بزرگوار را از سایرین برجسته می سازد، ابعاد هنری ایشان است. ایشان خطاط بودند که همواره در عز آباد جلسات فرهنگی داشتیم و شیفته خط ایشان بودیم. مهم تر از همه ایشان یک جلد کلام ا... مجید هم با خط خود نگاشته اند  و علاوه بر خطاطی،  صحاف خوبی  هم بودند.  یعنی اینکه به اطراف مراجعه می کردند و قرآن ها و کتابهای خطی  که در روستا های رستاق ـ زارچ ـ  اشکذر و حتی  میبد و اردکان بود را به صورت امانت گرفته ، از نو آنها را صحافی می نمودند و بعضا قرآنهایی که  به مرور زمان آسیب دیده بود یا برخی از صفحات  آن گم شده بود را با خط خود  دوباره نوشته و صحافی می نمودند  و به مساجد یا افرادی که  امانت گرفته بودند  پس می دادند.

 یک بار از ایشان  سوال کردم: پول می گیرید؟  فرمودند: «نه چون گاهی گاهی مواقع  بیکار می شوم  خودم را با این امور  مشغول می دارم  و می خواهم خادم قران باشم . »

حتما مردم خوب ما طرح زیبای یس را دیده اند، این اثر هنری جناب آقای رکن الدینی است  که به صورت زیبایی تمام سوره یاسین  را در همان شکل مقطعه (یس) آورده اند . پوستری از ایشان مربوط به اسماء جل جلاله است که در تیراژ  دو هزار نسخه در بنیاد ریحانه الرسول چاپ کردم که مسلما در منزل  و نزد اصحاب اندیشه وجود دارد اثری است بی بدیل که آن بزرگوار هنرمند انه  و با خطی خوش  و به صورت نمودار درختی ترسیم کرده اند  و چه بسیار آثار جاویدانی که از این انسان نیکو خصال  و بلند همت خلق گردیده است.

اینجانب ضمن تقدیم  فهرست تالیفات  ایشان، امیدوارم  روح بلند  و ملکوتیش با جد بزرگوارش حضرت علی (ع)  محشور گردد و بازماندگان  در جهت ادای وظیفه خود  نسبت به انتشار یادنامه  ایشان  همت گمارند. حقیر هم آمادگی دارم  اسناد و مدارک و مصاحبه ها ی ایشان را در اختیار عزیزان قرار دهم.

رحمت واسعه الهی بر ایشان باد.

تالیفات ایشان عبارت است از:

ـ نور مبین: در فضائل امیر المومنین (ع) مشتمل بر صد و ده باب با یک مقدمه و خاتمه  در 620 صفحه  به قطع وزیری.

ـ کرائم القرآن : مولف  از هر سوره یک ایه در شأن اهل بیت (ع)  تفسیر و ترجمه کرده است.

ـ زیان و زبان: ترجمه کتاب آفات اللسان از کتاب محجه البیضاء.

ـ لشکریان عقل و جهل.

ـ نوشتن  تمام سوره یاسین  در کلمه « یس».

ـ طراحی لوح اسماء الحسنی .

نظرات شما (0)

*** خورشید کویر

آیت ا... حاج شیخ غلامرضا یزدی (فقیه خراسانی) از زبان آیت ا... العظمی حاج شیخ محمد تقی بهجت (ره) به مناسبت پنجاهمین سالگرد آن مرحوم

در سال 1379 به قم مشرف شدم .یک روز قبل از عید سعید «غدیر خم» به اتفاق آیت ا... محمد حسن احمدی فقیه برای اقامه نماز  و درک محضر آیت ا... العظمی بهجت (ره) به مسجد ایشان رفتیم . چون قصد کرده بودم درباره مرحوم آیت ا... حاج شیخ غلامرضا یزدی (فقیه خراسانی)  با ایشان گفتگویی داشته باشم ، عکاس و فیلم بردار هم با خود برده بودم .

به هر حال وقتی وارد مسجد شدیم ، آنجا را مسجدی بسیار ساده اما تمیز و معطر یافتم . آقا هنوز نیامده بودند . صف دوم نشستم و چشمانم را به در دوخته بودم تا ورود آقا را که برای اولین بار می خواستم ایشان را ببینم ،به نظاره بنشینم. از آقا چیزهای زیادی مثل چشم برزخی، نفوذ کلام، قداست، خلوص، و... شنیده و مشتاق دیدنشان بودم.

 ناگهان صدای صلوات بلند شد و آقا از در دیگر مسجد وارد شدند.  متاسفانه من ورودشان را ندیدم اما وقتی می خواستند به محراب بروند، ایشان را مشاهده کردم.

 آقا اقامه نماز را قرائت فرمودند و نماز بسته شد. تا قرائت حمد را شروع کردند تمام بدنم سرد شد و گویی مسجد می چرخد، رکوع و سجود را انجام می دادم اما در حال خود نبودم، به خصوص در رکعت دوم آقا « غیر المغضوب علیهم » را آنچنان با ناله و ضجه قرائت کردند که احساس سبکی و آرامش روحی عجیبی به من دست داد .نماز خاتمه یافت آرزو کردم کاش هرگز تمام نمی شد .

علی ایحال بعد از ختم نماز آیت ا... محمد حسن احمدی رفتند و در کنار اقا نشستند ، البته چون ایشان از علمای قم  و مورد وثوق هستند ، اطرافیان ممانعت نکردند . ایشان به آقا گفته بودند  که یکی از نوادگان ایت ا... حاج شیخ غلامرضا یزدی قصد دارد کتابی در مورد حاج شیخ بنویسد ، سؤالاتی دارد اگر اجازه می فرمائید خدمت برسد . من در حالی که عکاس و فیلم بردار را آماده کرده بودم  و ضبط صوت کوچکی در جیبم گذاشته بودم ، اضطراب عجیبی وجودم را گرفته بود . تاشنیدم که آقا گفتند : آشیخ غلامرضا؟! بلافاصله کنار آقا نشستم  وعرض سلام کردم. اقا محبت فرمودند برای آقا از آنچه که می خواستم در مورد آشیخ غلامرضا، تدوین کنم شرح دادم .ایشان مرا تحسین کردند و تا خواستند مطالبی را بیان کنند ، گفتم: اگر اجازه  می دهید فیلمبرداری شود؟  ایشان  لبخندی زدند و فرمودند : «اشکالی ندارد، شما  هم که داری ضبط می کنی!» ضبط صوت داخل جیبم بود با شرمندگی بیرون آوردم . ایشان فرمودند :

« از آقای حاج حسین قمی شنیده بودم  که از منبر دو نفر به خوبی می شود استفاده نمود: یکی منبر اقا سید یحیی و دیگر حاج شیخ غلامرضا یزدی. ما رفتیم پای منبر ایشان استفاده کنیم  که دیدم نظر آقای قمی درست است  اقای حاج شیخ کلام را از آسمان می گیرند  و به زمینیان می دهند.

از آیت ا... حاج سید محمد محقق داماد پرسیدم: آیا کسی الان در یزد مثل حاج شیخ غلامرضا هست؟ گفت: نه.

 ایشان مفتاح علوم قرآن دارند که کتاب جالبی  است.  معلوم نیست از این کارخانه ، دیگر چنین قماش هایی در می آیند یا نه؟ نمی دانم، خدا بهتر می داند! خوشا به سعادت آقای حاج شیخ غلامرضا ، ما کجا و اینها کجا!»

بعد لبخندی زدند و گفتند:« من بدنم ضعیف بود، رفتم خدمت ایشان  و درخواست دعا و دستوری کردم  و گفتم مزاجا هم مریضم ایشان لطف کردند و گفتند همیشه در دیگ غذایت طماطه (گوجه فرنگی) بریز و این دعا را بخوان و من عمل کردم و دیگر مریض نشدم.»

در پایان فرمودند : « اگر عکس حاج شیخ را برای من بیاوری یک جایزه از ماداری.»

بالاخره خداحافظی کردیم و آقا با عده ای از روحانیون رفتند.

لازم می دانم به نکته ای اشاره کنم و آن اینکه ما در قم قصد داشتیم مصاحبه های دیگری نیز انجام دهیم، لذا در هتل «صفا» مستقر شدم، از خدا خواستم وسیله ای فراهم شود و به فضل و عنایت باری تعالی نیز موفق شدیم طی دو روز با حضرات قم ؛ مراجع  و علمای سر شناس آنجا در حدود بیست و پنج نفر بدون وقت قبلی مصاحبه کنیم  که شرح آن در کتاب «تندیس پارسایی» آمده است و در واقع  کرامتی از حاج شیخ  بود که در دو. روز تعطیلی  این تعداد مصاحبه صورت گرفت.

خلاصه در همین اثنا به فکر بودم تا کجا عکسی از حاج شیخ تهیه و برای آیت ا... بهجت ببرم و به عنوان تبرک جایزه ای دریافت کنم. به ذهنم رسید که جناب حجت الاسلام والمسلمین حاج شیخ رضا فقیه خراسانی ، نوه پسری حاح شیخ و فرزند مرحوم حجت الاسلام والمسلمین حاج شیخ حسین فقیه خراسانی در قم سکونت دارند. فورا با ایشان تماس گرفتم ایشان بسیار محبت فرمودند بنابراین به اتفاق آیت ا... احمدی به منزل ایشان رفتیم، ایشان خیلی اظهار لطف کردند . در این جا خوبست یادی هم از مرحوم حجت الاسلام والمسلمین ربانی (ره) نمایم که حجت الاسلام والمسلمین حاج شیخ رضا فقیه خراسانی داماد آن واعظ و عالم شهیر می باشند خلاصه ناهار را منزل ایشان بودیم و عکسی از حاج شیخ غلامرضا  از ایشان گرفتم و از خدمتشان مرخض شدیم. 

صبح روز عید غدیر با آیت ا... احمدی به مسجد آقا رفتیم اقا نماز عاشقانه ، عارفانه و عابدانه صبح را قرائت  نمودند. با عجله نزد ایشان رفتم و بعد از عرض سلام عکس حاج شیخ را تقدیم نمودم اقا عکس را گرفتند و حدود پانزده دقیقه یا بیشتر به آن خیره شده بودند.  همه محو  واکنش آقا نسبت به عکس شده بودند، احساسم آن بود که آقا سر تکان می دهند و گویی با اشیخ غلامرضا صحبت می کنند.  فرمودند: « دوباره سفارش می کنم کتاب را خوب در آورید تا مردم  ، علمای واقعی را بشناسند» و مجددا در مورد کتاب  مفتاح علوم قران حاج شیخ تاکید کردند که :«چاپ کنید و به خواص بدهید، خیلی جامع و مفصل است .»

حقیر تا خواستم در مورد جایزه بگویم اقا بلند شدند و رفتند تا برای مراجعینی که به مناسبت عید غدیر  قصد ازدواج داشتند خطبه عقد جاری سازند. آقا وکیل یک طرف و آیت ا... احمدی وکیل دیگری شدند و خطبه عقد  پبج عروس و داماد را جاری کردند. بعد آقا خواستند با جمعیت همراه به حرم حضرت فاطمه معصومه بروند، حقیر به ایت ا... احمدی اشاره کردم: جایزه چی شد ؟ ایشان گفتند: به خود آقا بگو. به هر شکل خود را به اقا رساندم، ایشان عنایتی بیش از حد تصور فرمودند .

اکنون به این واقعیت پی بردم که سفارش آقا در تدوین درست کتاب موجب استقبال گسترده مردم یزد  و سایر استان ها  از کتاب « تندیس پارسایی»ـ که نانوشته هایی از زندگی و مکارم اخلاقی عارف کامل حاج شیخ غلامرضا یزدی (فقیه خراسانی) است ـ شد.

 هم اکنون چاپ ششم آن با توجه به اصلاحات و افزودن مطالبی دیگر در دست اقدام است که انشاءا... تا پایان بهار سال 1389 به زیور طبع آراسته و تقدیم دوستداران  می گردد.

خدایا توفیق عبادت  و درک صحیح  از دین و عمل به آن را به همه ما عنایت فرما .

   آمین یا رب العالمین

نظرات شما (0)

*** نقدی بر کتاب اوج دفاع

فصلنامه تخصصی 15خرداد در حوزه تاریخ پژوهی ایران معاصر دوره سوم ، سال ششم ، شماره 21 مربوط به پاییز 1388 به صاحب امتیازی و مدیر مسئولی آقای دکتر سید حمید روحانی منتشر گردید مجموعا دوازده مبحث  که عموما مقالات تحقیقی  می باشد ارائه گردیده که می توان  به برخی مقالات اشاره کرد.

ـ ورود ارتش سرخ  و فرصت طلبی های حزب توده در استان گلستان

ـ خروج از ره عقل و فضیلت وبازخوانی مواضع و عملکرد شریعتمداری در برابر نهضت امام خمینی

 ـ راهکارها و اقدامات آیت ا... کاشانی در مقابله با رژیم صهیونیستی

 ـ با کاوشگران تاریخ  و دانشوران معرفت

به نظر حقیر در این فصلنامه، مقاله نقدی بر کتاب اوج دفاع ، از خاطرات آقای هاشمی رفسنجانی در سال 65 که توسط دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران آمده است از اهمیت ویژه ای برخوردار است البته هر کس بر اساس دیدگاه خود می بایستی برداشتی از این مقاله داشته باشد اما به نظرمن مقاله مذکور به نوعی خواسته است آقای هاشمی رفسنجانی را در ارتباط با جنگ زیر سوال برده باشد که فکر می کنم نقد ، منصفانه نیست. البته این برداشت شخصی است اما تیتر های انتخاب شده را ذیلا آورده و قضاوت نهایی با اذهان خوانندگان کل مقاله خواهد بود.

تیترها:

 1 ـ اصولا طرح موضوع صلح  و مذاکره میان نیروهای خط مقدم جنگ ، جز مردد ساختن آنها نسبت به وظیفه شان حاصلی به بار نمی آورد.

2 ـ بدون تردید اعلام پیش از موعد این  موضوع  به فرماندهان نظامی که بنا داریم در آینده جنگ را از طریق سیاسی و مذاکره خاتمه دهیم ، یک نتیجه، بیشتر نخواهد داشت  و آن تضعیف روحیه دفاهی خواهد بود.

3 ـ  هر چند آقای هاشمی این فراز از خاطرات خویش را بسیار مبهم و غامض مطرح ساخته است تا طرح کننده بحث صلح با صدام مشخص نگردد. اما تذکر ؟ به آقای هاشمی تا حدودی مخاطب هشدار را روشن می سازد.

4 ـ بدون اینکه خواسته باشیم در این ارزیابی متوقف شویم و میزان نقش آفرینی شعار «جنگ جنگ تا یک پیروزی» را در ناکامی جبهه ها مورد بررسی موشکافانه قرار دهیم صرفا بر این نکته تاکید می ورزیم که تعدد استراتژی در جنگ ، یا هر حرکت همه جانبه و پیچیده  ایجاد سر در گمی می کند.

5 ـ آمریکا نیز در محدوده استراتژی آقای هاشمی می خواهد نقش آفرینی کند ، یعنی کمک به یک عملیات موفق  و نه بیش از آن ،  البته اگر آقای هاشمی بر اساس استراتژی امام به مدیریت جبهه ها می پرداخت دست یابی به هر امکانی برای تقویت توان رزمی نیروهای مدافع کشور بسیار ارزنده بود.

نکته:  فصلنامه مذکور در کتابخانه موقوفه حقیر واقع در امامزاده جعفر(ع) یزد موجود است و پیشنهاد می کنم عزیزان علاقمند،حتما تمام مقاله را بخوانند که به نوعی مبین حال و هوای سیاسی امروز ایران اسلامی است.

 

 

 

نظرات شما (0)

*** حوزه نجف از خلال روزگاران (قسمت پایانی)

حوزه علمیه نجف اشرف در دوران معاصر نیز شخصیت های برجسته و کم نظیری مانند آیت ... سید ابوالقاسم خویی، امام خمینی (ره) و شهید سید محمد باقر صدر رحمه ا... علیهم را به خود دید که اگر استیلای ظالمانه  و بی رحمانه رژیم دیکتاتور و غیر اسلامی حزب بعث و صدام نبود ، شاید امروز با افقی بی انتها  از اعتلا و اقتدار علمی روبرو بودیم.

یکی از ویژگیهای جالب و قابل توجه حوزه علمیه نجف، فارسی بودن آن بود ؛ چنانکه اکثریت طلاب آن که ایرانی ، پاکستانی ، افغانی و هندی بودند، به زبان فارسی درس می خواندند. و مراجع بزرگ نجف اشرف ، درس های خارج فقه و اصول را به زبان فارسی ارائه می کردند . طلاب عراقی تا حدود زیادی از مدارح عالی علوم اسلامی  بی بهره بودند و بیشتر آنها تنها پس از گذراندن چند سال و فراگیری اندکی از علوم اسلامی ، به سراغ تبلیغ دین ،  مداحی و مرثیه خوانی و فعالیت هایی از این قبیل  می رفتند.

این ویژگی باعث شد در سال های زعامت و مرجعیت آیت ا... حکیم و آیت ا... سید محمد باقر صدر،  تلاش های گسترده ای برای تربیت طلاب عراقی در مدارج عالی حوزه نجف اشرف و تاسیس مدارسی ویژه طلاب عرب زبان صورت پذیرد . نقطه آغاز این حرکت ، تاسیس مدرسه ای با نام ((مدرسه العلوم الاسلامیه)) از سوی آیت ا... حکیم بود  که آیت ا... شهید صدر  آن را مدیریت می کرد.

از دانش آموختگان برجسته این مدرسه ، می توان شهید سید محمد باقر حکیم ، آیت ا... تسخیری و آیت ا... سید محمود هاشمی شاهرودی رئیس پیشین قوه قضائیه را نام برد که همگی از شاگردان شهید صدر محسوب می شوند  و در اداره آن مدرسه نیز دخالت داشتند.

شمار طلاب نجف، پیش از شهادت شهید صدر ، به 13 هزار نفر می رسید ، اما پس از شهادت وی و ایجاد شرایط جدید در حوزه علمیه نجف ، تعداد طلاب چنان رو به کاهش نهاد که در طول کمتر از ده سال این تعداد حتی به کمتر از هزار نفر رسید.

پس از ارتحال آیت ا... خویی در سال  1413 هجری قمری ، ایت ا... سید محمد صدر با همراهی رژیم بعث به مرجعیت رسید. این همراهی با عث شد وی بتواند در سال 1417 هجری قمری دست به بازگشایی و تعمیر اساسی بسیاری از مدارس مخروبه یا متروکه بزند، نماز جمعه را احیا کند و در برخی از شهرها کسانی را بر منصب قضا نصب کند . پس از این تغییرات و اصلاحات گسترده ، آیت ا... سید محمد صدر دست به ابراز مخالفت با رژیم بعث زد. شاید مرجعیت آیت ا... سید محمد صدر را بتوان یکی از الطاف خفیه الهی دانست که یک مرجع با آسودگی و بدون فشار حزب بعث بتواند دست به احیای حوزه نجف بزند . چرا که حزب بعث با تصور ایرانی زدایی در حوزه نجف و در امان ماندن از تاثیرات انقلاب اسلامی ایران بر مراجع و طلاب نجف، دست به حمایت و همراهی آیت ا... سید محمد صدر زد اما این مرجع شیعه ، پس از احیای این حوزه پر شکوه شیعه دست از سکوت در برابر رژیم بعث برداشت .

هم اکنون بیش از بیست مدرسه در نجف اشرف دایر است که پس از رکورد بی سابقه در این قطب تاثیر گزار علمی شیعی،  شرایط مناسبی است ؛ گرچه هنوز تا رسیدن به نقطه مطلوب فاصله بسیار زیادی وجود دارد . طلاب ساکن در نجف اشرف که تعدادشان در زمان سخت گیری ها و دشمنی های حزب بعث به کمتر از هزار نفر نیز رسیده بود، امروز از مرز چهار هزار نفر گذشته است و نوید بازگشت به قله های شکوه و اقتدار علمی را می دهد .

نظرات شما (0)

*** حوزه نجف از خلال روزگاران

 

سال 447 هجری قمری ، آغاز افول حوزه علمیه بغداد پس از سالها شکوفایی و شادابی بود؛ شکوفایی و رشدی که بخش مهمی از آن ، نتیجه حاکمیت آل بویه در سالهای 321 تا 447 هجری قمری بود. آل بویه شیعه بودند و توجه ویژه ای به گسترش علوم  اسلامی داشتند .

شیخ مفید ، سید مرتضی ، سید رضی و شیخ طوسی رحمت ا... علیهم  از عالمان نامدار و محورهای علمی حوزه بغداد بودند . ورود طغرل بیک سلجوقی به بغداد ، سرآغاز فتنه و آشوب میان شیعیان و اهل تسنن شد و اتش فتنه چنان بالا گرفت  که به خونریزی انجامید و حرم مطهر کاظمین (امام موسی بن جعفر الکاظم  و امام علی بن محمد  النقی ) علیهما السلام در آتش اختلاف سوخت.

 خانه شیخ طوسی هم سوخت و ویران شد  و شیخ روانه نجف شد  تا دوازده سال انتهایی زندگی  اش را در جوار مزار امیر المومنین  علیه السلام بگذراند . در آن زمان قم و ری تنها حوزه های شیعی بودند ؛  و البته بغداد رو به خاموشی.

حضور شیخ طوسی در نجف اشرف، بنیان های اولیه حوزه علمیه پر افتخار و تاثیر گذار نجف بود که بار عظیمی از نهضت علمی دنیای  اسلام و تشیع  را به دوش کشیده  است؛ هر چند در مقاطعی کوتاه، دچار رکود یا کم تحرکی شده و افت داشته است.

برجستگی و اقتدار علمی شیخ طوسی در علوم اسلامی چنان بود که عالمان پس از او را به خضوع در برابر دیدگاه ها و نظرات مترقی و عالمانه شیخ طوسی واداشت؛ و این جایگاه بی نظیر او تا آنجا بود که سالها ی پس از او ، « دوران مقلده» خوانده شد ؛ چرا که غالب عالمان این دوره، در نظریات علمی خود ، مقلد شیخ طوسی بودند.

سرانجام مجاهدت و تلاش های علمی ابن زهره ، سدید الدین حمصی ابی الصلاح حلبی و با توانایی  وقدرت اجتهاد ابن ادریس حلی، دوران جدیدی از رشد و شکوفایی مکتب علمی و اجتهادی شیعه را پایه نهاد . عالمان و محققان تلاشگر و توانمندی همچون محقق حلی ، علامه حلی ، شهید ثانی ، و شیخ حسن صاحب معالم، از مفاخر علمی شیعه اند که بیش از 450 سال حوزه علمی نجف اشرف  را شکوفا و پیشرو نگه داشتند.

پس از آن، نزدیک به یک قرن ظهور و چیرگی اخباری گری بر حوزه علمی نجف ،اجتهاد را ضعیف کرد و تمرکز علوم شیعه را از نجف به کربلا برد این دوره صد ساله که از اویل  قرن یازدهم آغاز شد گر چه به ضعف اجتهاد انجامید اما برکاتی داشت که سایه آن تا ابد بر سر شیعه خواهد ماند .جوامع روایی بی مانندی همچون بحار النوار ، الوافی، وسایل الشیعه ، اثباه الهداه و تفسیر البرهان حاصل نهضت اخباری گری بود

مرحوم وحید بهبهانی بار دیگر مکتب اجتهادی و علمی نجف اشرف را در اوایل قرن دوازدهم شکوفا کرد. او را شاید بتوان شیخ طوسی دوم نجف نامید که حضور علمی اش  نجف را از رکود نجات داد و آغاز گر دوره پر فروغ دیگری از مکتب نجف شد. علامه بحر العلوم ، شیخ جعفر کاشف الغطاء ، میرزای قمی ، شیخ محمد تقی  اصفهانی صاحب حاشیه  و سرانجام شیخ مرتضی انصاری رحمه ا... علیهم  از جمله پر فروغ ترین عالمانی بودند  که پرچم افتخار علمی  حوزه نجف را  پس از یک دوره طولانی  افول اجتهاد  در دوره اخباری گری  بلند کردند.

نهضت علمی شیخ انصاری بار دیگر نجف اشرف را به چنان اوج و مرتبه ای رساند که یاد آور بی مانندی  و یکتایی جایگاه علمی شیخ طوسی بود.  گر چه البته تلاش میراث داران  علمی و عالمان مجاهد پس از مرحوم شیخ انصاری ، بسیار برجسته تر و موثر تر  از آن بود  که به تکرار « دوره مقلده»  منتهی شود ؛ چرا که فقیهان و عالمانی همچون میرزای شیرازی ، میرزای رشتی، آخوند خراسانی و میرزای نائینی در عین بهره گیری از میراث  فقهی و اصولی شیخ اعظم، هیچ گاه در نظریات و تلاش های او متوقف نشدند  و همین شیوه نو و جدیت در فقاهت و تحقیق علمی ، توانست حوزه نجف را  به اوج شکوفایی طلایی خود برساند. مدرسه نجف ، این دوره طولانی شکوفایی خود را تا آغاز  قرن چهارده شاهد بود.

ادامه دارد.......

 

نظرات شما (0)

*** پاسخ به اکبر گنجی

                                                                 

چند شب گذشته در سیمای جمهوری اسلامی بخشی از سخنان اکبر گنجی را شنیدم . وی که در دوران ریاست جمهوری آقای خاتمی به دلیل نوشتن مقالات تند عالیجناب سرخ پوش و غیره و حملات  نوشتاری به مقام معظم رهبری و آیت ا... هاشمی، توسط دادستانی تهران دستگیر شده بود دو نکته را بیان نمود یکی تلاش مصرانه  فقهای شیعه  برای تحکم  اعتقادات  دینی در مردم و دیگر منکر وجود مقدس حضرت مهدی (عج) گردید.... .

به نظر می رسد اکبر گنجی  به دلایل زیر این عبارات را عنوان نمود:

 به جهت زندانی شدن و عدم توجه جناح های سیاسی (اصول گرا و اصلاح طلب) به وی. مسلم  است احساسات بر گنجی غالب شده و او که مدتی مهجور بوده ، برای مطرح شدن خود از سر انتقام  چنین موضع گیری نمود و به اصول مسلم اسلام  و شیعه حمله کرده است در حالی که خود را شیعه و مسلمان می داند !

نکته دیگر اینکه ابتدایی ترین اصول فقهی درست اندیشیدن  و توجه به کرامت  و آزاد اندیشی است، یعنی فقیهی که در مسائل دینی تأمل نکند  و ژرف اندیش نباشد  و خود به واقعیات عالم پی نبرد نمی تواند اجتهاد کند، حال چنین فردی چگونه می تواند در مسائل دینی تحکم نداشته باشد؟! و موضوع مهم تر اصرار بر عدم وجود امام زمان (عج)  است که گنجی مکرر مطرح نموده است . بدون تردید سنت آفرینش و خلقت ، هدایت بشر است. هم از نظر علمی و هم از نظر  دینی توده های بشری هیچگاه بدون هادی و ارشاد کننده نبوده است پس چگونه در دوران فعلی سخن از عدم  هادی و ارشاد کننده می زنند؟

علم منکر طول عمر بشر نیست  و اگر انسان در شرایط و فضا های خاصی قرار  داشته باشد  و و آگاه به علم زیستن باشد می تواند عمری چند هزار ساله بکند. از سویی بحث انتظار و اعتقاد به وجود منجی و هادی عالم بشریت باعث آرامش و امید است اگرچه گنجی مدعی است این ها اندیشه های ذهنی است! پس چرا در موارد دیگر ذهن به آرامش نمی رسد؟ من به احادیث و روایات مختلفی که در باب وجود و ظهور منجی بشریت حضرت مهدی (عج) است اشاره نمی کنم، اما آیا اکبر گنجی منکر رؤیای صادقانه است؟ خواب هایی که بعداً واقعیت پیدا می کنند اندیشة ذهنی است؟ آیا وجود انسان های پاک و مطهری که موفق به درک حضور منجی عالم بشریت، حضرت بقیه الله شده اند دلیلی بر رد ادعاهای گنجی و امثال او نیست؟ شخصاً بزرگواری را می شناسم که چنین توفیقاتی دارد و موثقین و صدیقین دیگری که در طول دوران گذشته بر آن صحه گذاشته اند دلایل متقنی از لحاظ تجربی بر وجود منجی است. اگر به منابع و آموزه های دینی و گفتار انبیاء الهی توجه شود، صدها حدیث و روایت دلالت بر وجود مبارک قائم آل محمد (ص) است که از فرزندان علی بن ابیطالب (ع) و فاطمه زهرا (س) است.

در پایان ممکن است افرادی در کنار بحث انتظار به دنبال سوء استفاده و سود جویی و اغفال مردم و سرکیسه کردن آنها باشند که این ها فاسدند، اگر چه انسان هایی که به اغنای عقلی رسیده اند هرگز اغفال نمی شوند و خداوند سزای مدعیان را خواهد داد. برای مثال زنی در منطقه ای از کویر اعلام کرده بود با امام زمان (عج) ارتباط دارد و به این وسیله مراجعینی برای خود فراهم کرده بود. باید با چنین افراد و جریاناتی شدیداً برخورد شود اما اصل مسئله این است که توجه به مهدویت و انتظار که جزءِ رشد و تکامل کرامات انسانی است چه زیانی برای حامیان زر و زور و نواندیشان جاهل از جمله اکبر گنجی دارد که به اصلی ترین نیاز معنوی انسان گستاخانه حمله می نمایند؟

امید است خداوند، بودن در صراط مستقیم را به همه ما عطا نماید و ما را جزو منتظران واقعی منجی عالم بشریت، حضرت حجه ابن الحسن عسکری قرار دهد. اما ظریف نکته ای را که باید به آن اشاره نمایم آن است که اگر سخنان گنجی از سر کینه و انتقام باشد، آن گروهی که به جای برخورد عاقلانه با وی و امثال وی که دانشی متوسط دارند و ادعای اعلمیت می کنند، برخورد امنیتی و زندان یا خدای نکرده شکنجه و مجازات کرده باشند در ادعای پوچ و بی اساس او شریک هستند که امید است چنین نباشد.

 

 

 

 

نظرات شما (0)

*** فرافکنی انگلیسی ها برای پس ندادن اثر تاریخی ایران

مدتی است در رسانه های گروهی خبر انتقال منشور کورش از موزه ملی بریتانیا به ایران از سوی مقامات میراث فرهنگی بر سر زبان ها افتاده است . اثری بی نظیر از نظر تاریخی و هنری که اولین اعلامیه حقوق بشر شناخته شده است و  ماکت آن در سر درب ورودی سازمان ملل متحد نصب شده است.

با توجه به اخبار رسیده عدم ارسال این اثر شکوهمند را اخیرا هانابولتون مسئول بخش رسانه ای موزه ملی بریتانیا ناشی از کشف قطعه جدیدی از این منشور  دانسته است  و علت تاخیر را بررسی قطعه کشف شده اعلام نموده  است  وتاکید نموده  که عدم ارسال به خاطر مسائل سیاسی بین دو کشور نیست.

البته جدای از بحث های فرهنگی و سیاسی ، حقیر در باب این استوانه گلی که بر بدنه آن  منشور کورش حک گردیده دو نکته را حائز اهمیت می دانم:

1ـ منشور کورش در انگلستان چه می کند!؟ چرا یک اثر ملی و میراثی ما باید در موزه خارج از کشور باشد؟ چرا از طریق مراجع  و دادگاههای بین المللی و جهانی اقدامی صورت نمی گیرد تا کشور انگلیس طبق قانون مجبور شود این اثر را به ایران باز گرداند؟

2 ـ بر اساس آنچه شنیده و تحقیق می شود قطعا آثار ارزشمند بسیاری از تمدن ایران در قسمت های باستانی کشور وجود دارد که نیاز به عزم جدی سازمان میراث فرهنگی  و گردشگری برای کشف  این گنجینه هاست.

امیداوارم تمامی آثار ارزشمند ایران به کشور باز گردانده شود و این آثار که نشانه اقتدار و عظمت فرهنگ  و تمدن  کشور و گذشتگان مان است  پند و اندرزی برای همگان باشد.

 

نظرات شما (0)

*** یک خبر خوب برای اصحاب فرهنگ و ادب و یک برداشت

موسسه معمار سینان ترکیه که از موسسات وابسته به آموزش و پرورش آن کشور می باشد  به نشانه سر سبزی و نماد مهر و به پاس قدردانی از داستانهای بسیار خوب آقای هوشنگ مرادی کرمانی که هم اکنون برخی از آن داستانها به عنوان نخستین آثار ترجمه ای در مدارس ترکیه تدریس می شود پنج درخت در جنگل خاطره کاراپینار ترکیه به نام هوشنگ مرادی کرمانی کاشتند که مایه افتخار برای ایرانیان است . هوشمند مرادی در بزرگداشت مرحوم آذر یزدی خود را شاگرد استاد مهدی آذر یزدی می دانست و جالب است خوانندگان عزیز بدانند در ترکیه برای تکریم شاگرد آذر یزدی درخت می کارند اما آرامگاه استاد مهدی آذر یزدی علی رغم قولهای مسئولین  برای ساختن آرامگاه و ایجاد یک فضای فرهنگی رها شده است.

نظرات شما (0)

*** در گذشت عالم دینی و هنرمند

                                                    

حجت الاسلام والمسلمین حاج سید مهدی رکن الدینی یکی از علمای دینی ،خوشنویس و هنرمند توانا دار فانی را وداع گفت.

 به دلیل ارتحال این سلاله پاک نبوی (ص)  بر آن شدم تا شمه ای از احوالات آن بزرگوار را که در دانشنامه مفاخر یزد (صفحه 311 و312) آورده ام  ذیلا شرح دهم. انشاءا... روح پاک و ملکوتیش در جوار اهل بیت (ع) غریق نعمات الهی قرار گیرد.

حجت الاسلام والمسلمین سید مهدی رکن الدینی از نوادگان سید رکن الدین محمد در سال 1308ش در روستای عزآباد رستاق دیده به جهان گشود. پس از سه سال تحصیل در زادگاهش به یزد آمد و به مدت 14 سال در مدارس خان و شفیعیه ، نزد بزرگانی چون حضرات آیات و حجج اسلام: شیخ غلامرضا فقیه خراسانی ، شیخ احمد علومی ، سید هاشم طباطبایی ، علی محمد کازرونی ، میرزا محمد انوری، شهید صدوقی ، میر سید علی لب خندقی و میرزا حسن محمود آبادی و آیت ا... خاتمی  به فراگیری علوم اسلامی پرداخت.

 او همچنین از آیات عظام : میرزا عبدالهادی شیرزای ، سید محسن حکیم ، سید جعفر شاهرودی ، مرعشی نجفی و شهید صدوقی (ره)  اجازه روایت و حسبیه دریافت کرد. پس از آن به وعظ و خطابه و اقامه جماعت در مسجد سر حوض عز آباد و رتق و فتق امور دینی مردم پرداخت .

ایشان علاوه بر تبحر در علوم دینی از طبع شعری  وخط زیبایی نیز برخوردار بود  و کتا بهای زیادی را با خط خود نگاشته  که هم اکنون در کتابخانه شخصی اش موجود است.

از آثار وی نور مبین ( در فضائل امیر المومنین (ع) )،کرائم القرآن(تفسیر) ، زیان زبان، لشکریان عقل و جهل( ترجمه کتاب عقلیه از حاج میرزا احمد رکن الدینی) را می توان  نام برد.

آن بزرگوار علاوه بر امامت جمعه موقت شهرستان صدوق در ساخت و مرمت مسجد و آب انبار  آنجا نقشی به سزا داشت.

اینجانب خاطرات بسیاری با ایشان دارم که انشاءا... در اربعین این عالم ربانی به رشته تحریر در خواهم آورد. روحش شاد و یادش گرامی باد.

نظرات شما (0)

*** تحریف معنوی حادثه عاشورا

                                                            

تحریف معنوی یعنی منحرف کردن روح و معنی یک جمله یا یک حادثه ، و چون بحث در اطراف حادثه است پس تحریف معنوی یک حادثه یعنی اینکه علل و انگیزه ها و همچنین هدف و منظورهای آن حادثه را چیز دیگر غیر از آنچه هست معرفی کنیم. مثلاً شما به دیدن شخصی می روید یا شخصی را به خانه یا مجلس خودتان دعــوت می کنید، دیگری می آید می گوید: می دانی منظور فلانی از آمدن به خانة تـــو چیست؟ (یا از دعوت تو چیست؟) می خواهد مثلاً دخترش را به پسر تو بدهد، در صورتی که شما چنین منظوری هرگز ندارید. . . .

حادثة بزرگ و با عظمت عاشورا گذشته از تحریف های لفظی و شکلی مربوط به حوادث و جریاناتی که بوده است دچار یک سلسله تحریف های مهمتر در ناحیة روح و معنی و تفسیر و توجیه گردیده است.

می دانیم امام حسین (ع) نهضتی کرده است که شرایط سه گانة عظمت را دارا بوده است:

الف( مقدس بودن هدف و شخصی نبودن آن، به خاطر انسانیت بودن آن که توأم با فداکاری و گذشت از منافع فردی بوده است. به همین دلیل بشریت این گونه افراد را مرز میان خود و دیگران را شکسته اند از خود می داند و خود را از آنها می داند، او را فدای امت و مصالح امت می بیند.

ب (اینکه توأم بوده با یک بصیرت قوی و نافذ، و آنچه دیگران در ظاهر نمی دیدند او در پشت پــرده می دیده است. آنچه دیــگران در آینه نمی دیدند او در خشت خــام می دیده است، به عبارت دیگر از محیط خودش پیش بود.

ج( اینکه نوری بوده که در میان یک ظلمت کامل درخشیده است به شرحی که قبلاً گفته ایم.

از طرف دیگر اولیاء دین سخت توصیه کرده اند به مردم راجع به اخبار این حادثه و عزاداری دائم و زیارت تربت او.

در اینجا سخن این است که امام چرا نهضت کرد و بعد چرا پیشوایان اسلام توصیه کردند که این حادثه زنده بماند؟

تحریفی که در اصل حادثه رخ داد این بود که [گفتیم امام حسین] کفّارة گناه امت را بدهد و سنگر گنهکاران باشد، بیمه کند معصیت کاران را!

تحریف دوم این بود که این حادثه جنبة خصوصی و فردی دارد، یعنی آن را به آسمان بردیم و غیر قابل پیروی قرار دادیم و از مکتب بودن و درس بودن خارج کردیم آن را در اوضاع و احوال عصر و زمان خود از یک طرف و دستورهای اسلام در این زمینه ها از طرف دیگر قرار ندادیم که بتواند مکتب و مدرسه و الهام بخش باشد. پس دو کار به سرش آوردیم؛ اول آن را از مکتب بودن ـ از راه خصوصی کردن ـ خارج کردیم، دوم اینکه به علاوه آن را به صورت یک مکتب گنهکارسازی  در آوردیم و گفتیم هر گناهی بکنیم سینة سه ضربه آن را جبران می کند!

تحریف دیگر در موضوع دستورها دربارة فلسفة عزاداری است. در اینجا گاهی گفتیم برای تسلی خاطر زهراست، چون ایشان در بهشت همیشه بی تابی می کنند و هزار و چهارصد سال است آرام ندارند، با گریه های ما ایشان آرامش پیدا می کنند! پس آن را یک خدمت خصوصی به حضرت زهرا (س) تلقی کردیم.

دوم اینکه به چشم یک آدم نفله شده که حداکثر مقامش این است که بی تقصیر به دست یک ظالم کشته شد پس باید برایش متأثر بود به امام نگاه کردیم، فکر نکردیم که تنها کسی که نفله نشد و برای هر قطرة خون خود ارزش بی نهایت قرار داد او بود. کسی که موجی ایجاد کرد که قرن ها کاخ های ستمگران را لرزاند و می لرزاند و نامش با آزادی و برابری و عدالت و توحید و خداپرستی و ترک خودپرستی یکی شده چگونه هدر رفته است؟!  ما هدر رفته ایم که عمری را جز در پستی و نکبت زندگی نکرده و نمی کنیم.

هدف نهضت امام را خود امام از همه بهتر بیان کرده است. هدفش همان هدف پیغمبر بود. خطبه های امام مبیّن هدف نهضت امام است. امام هدف نهضت خود را اصلاح امت اسلامیه معرفی کرد؛ خواست عملاً درس های اسلام را بیاموزد و به جهان بفهماند که خاندان پیغمبر اسلام که نزدیک ترین مردم به او هستند، از همة مردم دیگر به تعلیمات او بیشتر ایمان دارند و این خود دلیل حقانیّت این پیغمبر است.

اما اینکه فلسفة اقامة عزای حسین (ع) چیست؟ برای اینکه صحنه ای بالاتر و بهتر از این صحنه در جهان وجود ندارد که: اولاً این اندازه درس توحید و ایمان کامل به جهان غیب را بدهد و مظهر نفس مطمئنه باشد پس روحش توحید بود.

ثانیاً همة تربیت ها برای این است که روح بشر در برابر حوادث، شکست ناپذیر شود. تنش با شمشیرها قطعه قطعه، ثروتش به باد، فرزندانش کشته، خاندانش اسیر ولی روحش ثابت و محکم بماند.

ثالثاً چقدر فرق است میان ادعا و عمل. مدعیان آزادی و آزادیخواهی، حقوق بشر، عدالت [زیادند] اما داستان پادشاه و وزیر و گربة تربیت شده است ولی مردان الهی عملاً نشان دادند که اگر یک طرف حق باشد با محرومیت ها، کشته شدن ها، با قطعه قطعه شدن ها و طرف دیگر مال و ثروت و همه چیز باشد با پامال شدن حق و حقیقت، کدام طرف را می گیرند.

چند چیز که علامت شکست دشمن بود:

الف. پرهیز از جنگ تن به تن.

ب. تیراندازی و سنگ پرانی.

دستور عمر سعد که از جنگ با شخص حسین پرهیز کنند؛ هذَا ابنُ قتّالِ العربِ، وَ اللهِ نَفسُ اَبیهِ بَینَ جَنبَیهِ .

د. دستور عمر سعد عمر سعد که مانع سخنرانی  او بشوند و نگذارند سخنانش شنیده شود. نه در مقابل شمشیر و بازویش و نه در مقابل منطق و سخنش تاب نمی آوردند. آنچه از امام ظهور کرد:

الف. شجاعت بدنی .

ب.قوت قلب و روح.

ج. ایمان به حق و قیامت ،  که ساعت به ساعت بر بشاشیّتش افزوده می شد.

د. صبر و تحمل

هـ .رضا و تسلیم.

و. طمانینه و عدم هیجان روحی و نشنیدن یک سخن [ از او] که حاکی از غضب و خشم  و از جا در رفتن باشد.

ز.روح حماسی که چنین خطبه ای انشاء کرد.

دو چیزی که چشم امام را روشن داشت:

الف.خاندان.

ب.یاران.ههُنا مُناخُ رُکّابٍ و مَصارعُ عُشّاقٍ. اصحاب و خاندان نشان دادند که عاشقانه عمل می کنند.

پس بی نظیری و آموزندگی آن ، علت اصلی و فلسفه اصلی عزاداری هاست.

منبع: حماسه حسینی (جلد دوم : یادداشت ها)، متفکر شهید استاد مرتضی مطهری صص:194 ـ 191

نظرات شما (0)

*** اخراج روحانی دعوت شده از امارات

 

دولت امارات حجت الاسلام والمسلمین عالی و یکی از مداحان اهل بیت علیهم السلام  را که برای ایام دهه اول محرم الحرام به این کشور دعوت شده بودند پس از شب تاسوعای حسینی  از کشور امارات اخراج  کرده و افراد مذکور جبرا خاک امارات را ترک می نمایند.

 البته با توجه به شرایط حاکم در کشور های حوزه خلیج فارس و درگیریهای شیعیان در یمن ، توجیه کننده اقدام مقامات اماراتی است اما اگر به اصل موضوع نگریسته شود به سهولت دریافت می گردد که بیان اهداف قیام حسین بن علی (ع) آن چنان حامیان زر و زور را دچار خوف و ترس می کند وکاخ پوشالی آنان را می لرزاند که دولت های غیر مردمی را به عکس العمل وا داشته است.

 

 

نظرات شما (0)

*** جناح بندی های سیاسی

جناح بندی های سیاسی دارای ارزش است چون یک حرکت و نهضت و پویایی در قشر های مختلف اجتماعی ایجاد می کند و مباحثه و نقد افکار یکدیگر که  از علم و دانش و ادب طرفین حاصل می شود حاکمیت را در هر اجتماعی  تقویت نموده و باعث بالندگی جوامع می گردد. اما اگر این جناح بندیهای سیاسی از حد اعتدال خارج شود و در جهت منافع شخصی و تخریب  یکدیگرگام بردارد قطعا پایه های نظام را تضعیف و بهترین بستر را برای نفوذ دشمنان فراهم می سازد.

آنچه الان در بحث حاکمیت از سوی جناح های سیاسی مطرح می گردد جدای از درست یا نادرست بودن آن تضعیف نظام حکومتی کشور را به همراه خواهد داشت و به جای آنکه تمام توانها در جهت رفع مشکلات اجتماعی، اقتصادی و معیشتی مردم باشد انرژیها صرف هضم مناقشات و حل معضلات ناشی از آن می شود.

امیدواریم جناح های سیاسی در وهله اول به تحکیم اصل نظام و رفع مشکلات اولیه ومهم مردم توجه نمایند اما متاسفانه...

 

نظرات شما (0)