.
.
.
.
.
.
.
.
kazemeini

برگی از نکاحنامه مربوط به سال 1308 قمری



 

از فیلادلفیا به یزد

(مطلب ارسالی دکتر احمد مهدوی دامغانی از فیلادلفیا به مؤسسه ریحانه الرسول یزد درباره حضرت آیت الله حاج شیخ علامرضا یزدی)

 

 

بسمه‌تعالی

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم والحمدلله ربّ العالمین و صلّی‌الله علی سیّدنا محمّد و آله الطّاهران


ذکر جمیل مرحوم آخوند ملاغلامرضا یزدی (أطاب‌الله ثراه)

یکی از سعادت‌هایی که نصیب این کمترین شده است، این است که به درک فیض استماع مواعظ و تذکیرات مرحوم مبرور آخوند ملاغلامرضا یزدی (قدّس‌سرّه) نائل شده‌ام.

سال یکهزار و سیصدوبیست‌ودو شمسی (یعنی هفتادوچهال سال پیش از این)، آن مرحوم مغفور به زیارت آستان مقدّس رضوی (ع) به مشهد مشرّف شده بود. دقیقاً یادم نیست که در اواخر تابستان بود یا اوایل پاییز، ولی به قرینة اینکه معظّم‌له مجلس وعظ خود را در شبستان جنوب‌غربی جامع گوهرشاد [ شبستان معروف اوّلاً به نام مرحوم آیت‌آلله العظمی حاج آقاحسین طباطبائی‌قمی (رضوان‌الله علیه) و بعداً به‌نام شبستان آقای سبزواری و حاج میرزاحسین (رحمت‌الله علیه) معروف شد] ایراد و إفاضه می‌فرمود. ظاهراً در وقتی بوده است که هوای اوّل شب‌های مشهد مقتضی انعقاد مجلس در «شبستان» بوده، نه در صحن مسجد.

باری، آن مرحوم پنج‌شب بعد از نماز مغرب و عشاء مرحوم آیت‌آلله فقیه‌سبزواری مجلس منعقد فرمود و من بنده که جوانکی هجده‌ساله بودم در هر پنج‌شب سعادت تشرّف بدان مجلس را داشتم و در آن شبستان در آن موقع که ایشان بر عرشة منبر می‌بود، به قول معروفِ ما مشهدی‌ها، «جای سوزن‌انداز» نبود و از غالب طبقات اجتماعی منبر طبقات ممتازه است که علماء و بازرگانان و کسبة سرشناس و دبیران دبیرستان‌ها و حتّی بعضی از پزشکان معروف به تدیّن و تقوی مثل مرحوم دکتر علی شاملو و دکتر فلاطونی در آن حضور فی‌الجمله می‌یافتند.

مرحوم آقای آخوند ملاغلامرضا، مردی چهارشانه و متوسّط‌ القامه که خیلی هم بلندقامت نبود، با محاسنی انبوه و فلفل‌نمکی و چشمانی بسیار نافذ می‌بود و بسیار شمرده و آرام و با لهجه بسیار غلیظ شیرین یزدی سخن می‌گفت و به معنای واقعی ساده و روان مطالب خود را که همه متّخَذِ از قرآن و حدیث مأثور بود، بیان می‌فرمود و گاه هم خود منقلب می‌شد و هم بسیاری از مستمعان پرهیزکار را به گریه می‌انداخت. دو، سه شب متن مطلب منبر ایشان، خطبة «همّام» نهج‌البلاغه بود که آن را با دقّت و با استناد به احادیث و روایات و داستان‌ها تفسیر و تشریح می‌کرد و به‌طور خلاصه منبری بسیار جالب و جاذب داشت و به معنای واقعی «مذکّر» و «واعظ» می‌بود و سخنش که از دل برمی‌آمد بر دل می‌نشست (رحمت‌الله علیه).

این حقیر روسیاه نامه‌تباه جای دیگری هم نوشته‌ام که من بنده در این عمر بیش از نود سال خود که بیش از هشتاد سال پای منبر و وعظ وعّاظ معروف ایران نشسته‌ام و در خُردسالی چشمانم به زیارت مرحوم حضرت محدّث قمی (رضوان‌آلله علیه) روشن شده است و هنوز که بیش از هشتادوچند سال از آن محرّم سال 1352، 1353 قمری می‌گذرد، هرگز نقش رویي نازنین آن خلد آشیان از دل و جان و چشمم محو نشده است. در طول عمرم سه، چهار واعظ یا پنج، شش واعظ و مذکّر بیشتر ندیده و نشنیده‌ام که سخنشان آن‌چنان مؤثّر و جاذب و گیرا باشد و فرمایشاتشان از هنرنمایی‌های بلاغی و تصنّعات و لفّاظی‌های البتّه متسحسن خالی باشد و از این چهار، پنج تا واعظ متعِّظ از مرحومان مبروران آقایان حاج آخوند ملاعباس تربتی و همین حاج‌شیخ غلامرضا یزدی و حاج تقدّس‌طهرانی (رضوان‌الله علیهم) بیشتر مجذوب و متأثّر و ان‌شاءالله به قدر مقدّر و میسور بهره برده و متّعظ شده‌ام.

والحمدالله ربّ العالمین و صلّی‌الله علی سیّدنا محمّد و آله الطّاهرین

احمد مهدوی‌دامغانی (عفی ‌عنه)

فیلادلفیا _ آمریکا

اردیبهشت1397

 

نکته :

این مطلب در شماره 36 ماهنامه شهرکهن ویژه کنگره ملّی بزرگداشت آیت الله حاج شیخ غلامرضا یزدی (فقیه خراسانی) به چاپ رسیده است.

 

 

معرفی تصویری از گنجینه عکس

 

 

این تصویر منظره ای از تشییع باشکوهی را بازگو میکند که بمناسبت ارتحال حضرت آیت الله العظمی محقق داماد یزدی قدسه سرالشریف بساعت تقریبی 4:30 بعدازظهر 30 بهمن 1347- 2 ذی الحجه الحرام 1388 در قم برگزار شده.

در این تصویر اخوان محقق آقایان حاج سید علی آقا و حاج سید مصطفی دام بقائها و حضرت آیت الله العظمی هاشمی آملی مدظله العالی و ربانی گیلانی و طاهری خرم آبادی ، آقای خلخالی و محفوظی گیلانی و حاج سید محمد صدرالدین طباطبائی و جمعی دیگر دیده می شوند.

این عکس در خیابان آستانه مقدسه حضرت معصومه (س) برابر گاراژ اطمینان ( اتوتاج ) گرفته شده است.

 

نکته :

این عکس تاریخی توسط آیت الله صدرالدین طباطبائی از علمای معاصر یزد به موزه میرزامحمد کاظمینی اهداء گردیده است.


 

معرفی نسخه خطی موزه

اشعة اللمعات (عرفان_ فارسی)

از : نور الدین عبدالرحن بن احمد جامی(898)

نسخه حاضر تا اواخر شرح لمعة پانزدهم را دارا و از انجام افتادگی دارد.

انجام افتاده: «همچنانکه برهرجا از کره که انگشت نهی حاق وسط او باشد و نسبتآن به جمیع جوانب متساوی همچنین نظر به هر اسم می باشد ...»

نستعلیق ، سدة دهم ، عناوین به شنگرف ، تصحیح شده ، در برگ اول اشعاری به عربی از احمد بن علوان آمده با مهری مربع ناخوانا، چند برگ آخر بازنویسی شده. جلد تیماج مشکی

نکته:

این اثر، در کتاب «معرّفی آثار گنجینه‌ی اسناد و نسخ خطّی موزه‌ی میرزامحمّد کاظمینی»، تألیف: آقای حجّت‌الاسلام والمسلمین سیّدجعفر حسینی‌اشکوری، در ص 99 از دفتر اول  معرفی گردیده است.

 

 

 

«امین بازار»

 

حاجی علی‌اکبر کاظمینی، فرزند حاج ‌شیخ عبدالحسین کاظمینی و بی‌بی‌فاطمه صبیة آیت‌الله حاج‌ شیخ غلامرضا یزدی (فقیه‌ خراسانی) می‌باشند، که در یک سفر زیارتی خانواده، در مشهد متولّد شدند.

وی تحصیلات مقدّماتی را در یزد، نزد اساتیدی چون: سیّد علی آیت‌اللّهی، مهدی رشتی، آقا تقی ملکی و علی‌ محمّد کاوه سپری نمود. وی طبعی روان داشته و اشعار زیبایی سروده و به دلیل حافظة قوی، اشعار و خاطرات زیادی را در ذهن دارد که حفظ این آثار تاریخی و ادبی توسّط مؤسّسة ریحانةالرّسول (س) در حال ثبت و انتشار است.

آقای حاج علی‌اکبر در عنفوان نوجوانی و جوانی، به‌دلیل مصاحبت با نیای خود آیت‌الله حاج‌ شیخ غلامرضا فقیه ‌خراسانی، مصداق بارز درست‌اندیشی و درست‌کرداری برای فعّالیّت تجاری و اقتصادی در بازار و فعّالیّت‌های فرهنگی و اجتماعی در میان مردم شناخته می‌شود که در ذیل به برخی از فعالیّت‌های اجتماعی و اقتصادی ایشان اشاره میگردد:

 

فعّالیّت‌های فرهنگی و اجتماعی:

ـ وقف املاک خود در سرای تجاری حاجی‌صادق بازار یزد جهت برپایی مجالس سالیانة حضرت سیّدالشّهداء (ع) که تاکنون بیش از 60 سال از آن می‌گذرد و ان شاء الله همچنان ادامه خواهد داشت؛

ـ اهدای بیش از 10 هزار مترمربع زمین جهت احداث مهدکودک، دبستان و دبیرستان در سطح شهر یزد، به‌خصوص محلّة خیرآباد، که هم‌اکنون مرکز آموزشی برازنده‌ مقدّم بر آن احداث شده است؛

ـ اهدای زمین جهت آشپزخانة حسینیّة حضرت ابوالفضل (ع) در بلوار نواب ‌صفوی؛

ـ ایجاد کتابخانة عمومی با ظرفیّت 300 نفر در محلّ شهرک رزمندگان یزد؛

ـ تولیت و بازسازی حسینیّة علی کرمانی یزد (مجاور میدان بعثت)؛

ـ مساعدت در شهریّة برخی طلّاب بی‌بضاعت و خوش‌استعداد حوزه‌های علمیّه؛

ـ مساعدت و بازسازی حسینیّة حاج‌ شیخ غلامرضا یزدی در محلّة گلچینان یزد؛

ـ مشارکت در ساخت بیمارستان حضرت سیّدالشّهدا (ع) یزد؛

ـ اهدای بیست نسخة خطّی قرآن و بیش از 2000 سند خطّی تجّار یزد از دورة قاجاریّه تا پهلوی دوم که به‌صورت آلبوم‌های نفیس (پییشتر) خریداری و به موزة موقوفة فرزندشان (میرزا محمّد کاظمینی) اهدا گردیده است؛

ـ مساعدت و کمک در توزیع نشریّة مکتب اسلام در قبل از پیروزی انقلاب اسلامی؛

ـ برگزاری و ساماندهی مجالس متعدّد قرآنی و مذهبی در یزد، تفت، ده‌بالا، باقی‌آباد، بنادک سادات و مشهد؛

ـ حمایت مادی و معنوی به بنیاد ریحانةالرّسول (س)، هفته‌نامة سراسری یزدامروز و ماهنامة شهر کهن؛

ـ از اوّلین اعضای هیأت مؤسّس مهدیة یزد که مروّج دعای ندبة صبح‌های جمعه می‌باشد؛

 

تجلیل

ـ مجمع خیّرین مدرسه‌ساز از آقای حاج علی‌اکبر کاظمینی در سال‌های 1385 و 1387 در گردهمایی خیّرین مدرسه‌سازی از وی تجلیل نموده‌اند؛

ـ نکوداشت ایشان در سال 1391، از سوی علامة محقّق حجّت‌الاسلام والمسلمین دکتر سیّد محمود مرعشی‌نجفی (ره) و با حضور جامعة روحانیّت و شخصیّت‌های فرهنگی و هنری با اهدای لوح سپاس صورت گرفت.

 

فعّالیّت‌های اقتصادی:

دفتر و تجارت‌خانة ایشان در خیابان قیام، جنب سرای حاجی ‌صادق، روبه‌روی مسجد ریگ است که فعّالیّت ایشان علاوه بر تجارت حبوبات شهرهای شیراز، کرمان، تهران و شمال کشور بوده، مدّتی نمایندگی آرد کارخانة انوشیروان اصفهان را عهده‌دار و بعداً در ارتباط با زمین و ساختمان فعّالیّت داشته و در امر صنعت نیز فعّالیّت‌های متعدّدی داشته‌اند که ذیلاً ارائه می‌شود؛ توضیح آنکه به لطف خدا، ده‌ها نفر از افراد بی‌بضاعت، با اقساط بلند مدّت که بعضاً فقط چند قسط اوّل را پرداختند، با همراهی و مساعدت وی در بلوار نواب ‌صفوی صاحب منزل شده و مأوا گرفته‌اند.

1. تأسیس کارخانة بافندگی راستی به سرپرستی عبّاسعلی عطا و حسن اژدری و مدیریّت آن به مدّت 5 سال؛

2. تأسیس کارخانة پشم‌شویی و ریسندگی ایران یزدیان و مدیرعامل آن به مدّت 15 سال؛

3. تأسیس کارخانة ریسندگی یزدبنفشه و مدیرعامل آن به مدّت 15 سال.

از آقای حاج علی‌اکبر کاظمینی پرسیده شد: این موفّقیّت‌ها از کجا نشأت می‌گیرد؟ فرمودند: اوّلاً خدمتی نیست، در ثانی همراهی حاج ‌شیخ غلامرضا و دعای پدر و به‌خصوص مادرم می‌باشد. لازم به ذکر است این رزومه کاری، با توجه به تواضع و فروتنی آقای حاج علی‌اکبر کاظمینی، برخلاف میلشان و به ‌مناسبت آیین افتتاحیة کتابخانة عمومی ایشان تدوین گردیده است.

خداوند ایشان را در ظلّ توجّهات حضرت بقیّةالله الاعظم ارواحنا له الفداه حفظ کند.

 

نکته:

 

نباشد همی نیک و بد پایدار

همان به که نیکی بود یادگار

دراز است دست فلک بر بدی

همه نیکویی کن اگر بخردی

 

عکسِ «صفر»!!

400 نفر از كارمندان وزارت دارايی آلمان، به‌عنوان خداحافظی با وزیر دارایی‌شان، اينطوری عكس گرفتن: صفر!

 

نکته:

ولفگانگ شویبله، 8 سال وزیر دارایی آلمان بود که بودجه‌ی بدون كسری تحويل اقتصاد داد.

 

ادامه روزنوشت ها