.
.
.
.
.
.
.
.
kazemeini

خویشاوندی مرکب و خون

مرحوم دکتر شریعتی در کتاب شیعه تعبیر بلندی از شیعه بودن دارد و در بخشی از آن به خویشاوندی مرکب وخون اشاره می نماید که مطلب را عینا نقل و در پایان، سوالی مطرح می نمایم که تحلیل و پاسخ سوال به عهده خوانندگان است؟

********************

هر انسانی امانت دار خداوند است ـ چون فرزند آدم است ــ و مسئول.

نه تنها مسئول گروه و خانواده و مردم خویش، که در برابر تمام وجود و اراده حاکم بر وجود و در برابر همه کاینات مسئول است.

این است دامنه مسئولیت انسان. اما در اسلام بزرگترین مسئولیت متوجه علم است.این است که در ان نهضت تازه  پای اسلام در عربستان،که برای درگیری با بت پرست ها و دشمنان، اشراف و قدرتهای مهاجم ، به مجاهدین نیاز افتاده است، رهبر نهضت با کلامی مجاهدین را آواز می دهد ، که بشریت هنوز در دوره نبوغ  و فرهنگ و دانش اش فاقد چنان تعبیر درخشانی است که از سینه جامعه ای بی سواد  ـ حتی بی خط و کتابت ـ می جوشد که:

مداد العلماء افضل من دماء الشهداء

در ارزش، مرکب دانشمندان از خون شهیدان برتر است.

و از چنین تعبیری آیا این معنای بلند روشن استنباط نمی شود که: اولا خون و مرکب، مسئولیتی مشابه دارند و ثانیا مسئولیت مرکب از مسئولیت خون حساس تر و سنگین تر است؟

این است که قرآن در جامعه ای بی سواد ـ که پیامبرش در آغاز کار، حتی در مدینه فقط یک منشی دارد و آن هم یهودی است و خودش نیز یک اَُمی است به کتاب، مرکب، قلم و به آنچه که می نویسند، سوگند می خورد (ن والقلم وما یسطرون) اما به قلمی که مسئول است، و به مرکبی که همزاد برتر و خویشاوند والاتر خون است .

********************

و اما سوال:

در جوامعی که مرکبها به خون تبدیل شود و کسی جرات حرف زدن نداشته باشد رسالت شیعه واقعی چه خواهد بود؟

 

سحر کردنِ رهبری

روزنامه ایران مورخ 21 خردادماه 1390 در بخش سیاسی از قول سایت انجمن فارق التحصیلان موسسه امام خمینی(ره) که زیر نظر ایت ا... مصباح یزدی فعالیت می نمایند عنوان نموده که ماسون ها به دنبال سحر کردن رهبری هستند!

و در ادامه روزنامه ایران آقایان مصباح یزدی ـ هاشمی رفسنجانی ـ محمد رضا باهنر ـ میرحسین موسوی و بخش عمده سایت های اصولگرا را مورد سوال قرار داده که یک جریان انحرافی فراتر از جریان آقایان مشائی و بقایی قصد اختلاف بین مسئولان را داشته  و تفکر جریان انحرافی را برای گمراه کردن جامعه درست کرده اند و مسلما  منظور مدیر مسئول روزنامه ایران و خبرگزاری ایرنا از ایجاد چنین فضائی بازگشت آب رفته به جوی می باشد و شاید برای آرامش بخشیدن به فضای سیاسی و ملتهب امروز کشور تبیین چنین تفکری برای امنیت ملی خوب باشد اما مسلما به آن روی سکه که تخریب شخصیت های برجسته کشور می باشد توجه نکرده و معلوم نیست کدام روی سکه منفعت بیشتری خواهد داشت.

نکته: گزارش تحقیقی روزنامه ایران درباره جنگ روانی علیه دولت، تحت عنوان «جن گیرها و رمالها را چه کسانی به دولت احمدی نژاد منتسب کردند». اگر تطهیر مشائیون قلمداد شود خوبست اما آیا ایجاد تفکر سحر و جادو در فضای فرهنگی کشور  و اثر گذاری آن  بر مردم را می شود با چنین گزارش های تحقیقی توجیه نمود؟

متاسفانه با ایجاد جریان انحرافی به حق یا نا حق بازار رمالان و جن گیرها داغ و بر رواج آن افزوده شده است. بدیهی است آلوده نمودن فرهنگ اصیل ایرانی با چنین جریاناتی، ضربه ای هولناک بر پیکر ایران و اسلام خواهد زد و مهمتر آنکه پایه های انقلاب اسلامی ایران را سست می نماید.

 

چگونه بگرییم

 

رو بــمیر خــواجه قبل از مردنت

تا نباشد زحـــمت جان کندنت

آنچنان مـرگی که در نـوری روی

نی چنان مرگی که در گوری روی

«مولوی»


یکی از تعاریف فرهنگ، با ادب بودن است و انسانها با فرهنگ حرمت انسانیت را نگه می دارند و هرگز به مصلحت، قلم نزده حرف گزافه نمی گویند.

خداوند رحمت کند مرحوم حجت الاسلام والمسلمین وزیری(ره) را که در دوره خودش الگو و اسوه فرهنگ دارالعباده بود هر چند در هنگام احیای مسجد جامع و تاسیس کتابخانه و موزه موقوفه خود زخم زبانی نبود که نشنود اما سید با بردباری همه سختی ها را  به جان خرید و الان گنج کویر حاصل آن تلاشهاست و بهشت برین مزد بردباری اوست.

چه خوبست اصحاب فرهنگ همدیگر را حمایت کنند و در عرصه قلم و پاسداری از تمدن کهن ایران اسلامی  یاری رسان همدیگر باشند و به خاطر خوش آمدگوئی فلان مقام سیاسی یا مدیر کلی که از سر غفلت تشویق نامه برای  نقد حرکات سازنده انسانهای فرهنگی صادر می نمایند، اصالت و  وجدان خود را فدا ننمایند.

و این شعر وزیری را اصحاب اندیشه هرگز فراموش نکنند که:

روزی که شادمان نشود خاطری زمن

آن روز، مــن ز زنـدگی خــود مــکدرم

و نصیحت می کنم که با حفظ ادب در مصائب فرهنگی و میراثی آرام و بی غرض بگرییم و با فریاد رسا نظر ها را به حفظ و حراست از میراث ایران اسلامی جلب بنمائیم که اگر دیر فریاد زنیم تتمه آبروی میراثی کشورمان نیز از دست خواهد رفت.

 

خبر کشف ظرف نمرودی

ظرفی نمرودی که سه لایه رسوبی آن، گواه قدمت سه هزار ساله این شیء است براحتی از موزه موقوفه حقیر ربوده شد.

خبری غیر رسمی آمده که در یکی از کشورهای آفریقایی توسط اینتر پل کشف شده که خدا کند صحت داشته باشد. اما فقط این نکته را از سر درد دل و آه و ناله به خصوص به مقامات امنیتی عرض می کنم که جدای از  قدمت این اثر، در روزنه خروجی آن رطوبتی محسوس بود که علت نامگذاری آن به سحر نمرودی را باید  از این رطوبت پی نمود. بارها این رطوبت را با حرارت خشک کرده بودیم  و بعد از ساعتی رطوبت هویدا می گردید و اینها که می گویم خیال و وهم نیست، نزدیک به هفت سال  این اثر در موزه موقوفه امامزاده جعفر(ع) به نمایش عمومی گذاشته شده و همین توضیحات در کنار آن نوشته شده بود و رطوبت این ظرف سه هزار ساله مشهود بود.

گلایه: آیا سزاوار است اداره آگاهی و سایر دستگاههای امنیتی تاکنون آنها را پیدا نکرده باشند؟!

البته چون این اثر تاریخی در زاد روز ولادت حضرت زهرا(س)  وقف گردیده مسلما سارقان رسوا شده و انشا ا... هر چه سریعتر به آستانه مقدسه امامزاده جعفر(ع) یزد باز می گردد.

اما وقتی سایت محترم و موفق یزد فردا در مورخ 90/3/18 در این ارتباط خبری انتشار داده بود، حیفم آمد دغدغه درونی ام را مکتوب ننمایم و دعا می کنم انشا ا... خبر کشف این گوهر گرانبها  که ثروت ملی ایرانیان است عینیت یابد.

 

 

اسلام و حق بازنشستگی

شیخ طوسی به نقل از مردی که در محضر امیر مومنان (ع) حضور داشت آورده است: پیر مردی نابینا پیش آمد و درخواست کمک نمود.

امیر مومنان از حاضران مجلس پرسید : این کیست و حالش از چه قرار است؟

گفتند: یا امیر المومنین! این مرد نصرانی است و چنان وانمود کردند که نباید چیزی به او داده شود.

امام فرمود: عجب! تا وقتی که توانائی کار داشت از وی کار کشیدید و اکنون که سالمند و ناتوان گردیده وی را به حال خود نهاده اید، گذشته این مرد حاکی از آن است که در ایام توانائی کار کرده و خدمت نموده است.

آنگاه دستور فرمود از محل بیت المال به او انفاق گردد و مقرری پرداخت شود.

همان طوری که ملاحظه می شود، این روایت اضافه بر اشتمال بر اصل انفاق مورد سفارش امام امیر مومنان(ع)، سرنخی است برای حقوق بازنشستگی در اسلام و این که افراد مورد استفاده افراد یا محیطهای مختلف پس از سالمندی و ناتوانی از اشتغال بکار، نباید محروم  و مبتلا به گدائی و سربار جامعه شوند، بلکه باید از بیت المال هم که باشد نسبت به افراد  بیکار و ناتوان، نه بیعار و ولگرد کمک شود، هر چند نصرانی باشد.

منبع: تهذیب، ج6، ص292، شماره811؛ وافی، ج10، ص446؛ وسائل، ج2، ص425.

 

برای اینکه بخندید

مدتی قبل 5 نفر از یکی از شهرهای استان فارس جهت فروش یک نسخه بسیار نفیس خطی درخواست ملاقات با اینجانب را داشتند . وقتی تلفنی مشخصات نسخه خطی را برای اینجانب شرح دادند دانستم که نسخه خطی آخرین وحی نامه الهی «قران مجید» است و بر اساس مشخصاتی که شفاها می گفتند قرن هشتم را برای قدمت آن در ذهنم تاریخ زدم تا اینکه پس از یک هفته ای سر و کله این حضرات پیدا شد . پس ار رویت نسخه خطی قرآن  متوجه شدم  که حدس اولیه ام درست بوده و قران متعلق به قرن 8 هجری قمری است هر چند که آن قران فاقد تاریخ بود ولی از باب نوع کتابت و تذهیبی که داشت قدمت آن قابل تشخیص بود .

علی ایحال برای هدیه آن، رقمی را پیشنهاد دادم که رقم پیشنهادی اینجانب 5 میلیون تومان بود. داد وبیداد آنان که  برای رقم میلیاردی کیسه دوخته بودند در آمد تا اینکه پیر مردی از این جماعت گفت: چگونه 5 میلیون تومان در حالی که قدمت این قرآن بیش از 2 هزار سال است.

گفتم: آیا حاضرید قسم یاد کنید که این برای 2000 سال پیش است و آن مرد گفت وضو می گیرم و قسم می خورم البته جلو خنده خودم را گرفتم و بعد از آنکه قسم یاد کرد به او گفتم چگونه می شود 570 سال  قبل از بعثت پیامبر این قرآن نوشته شده باشد!!!

البته این قرآن را بنده با همان قیمت 5 میلیون  تومان خریداری نمودم و اکنون در موزه موقوفه اینجانب وابسته به آستانه مقدسه حضرت امامزاده جعفر(ع) نگهداری می شود .

قصدم از بیان این رخداد آن بود که  متاسفانه  بعضی وقتها  آثار گهر بار تمدن ایران و اسلام در دست افرادی سود جو و فرصت طلب قرار می گیرد که هیچ گونه اطلاع درستی از تاریخچه  و قدمت آن ندارند. امیدوارم این نوشته تلنگری برای اصحاب فرهنگ و اندیشه باشد.

 

ادامه روزنوشت ها